تحویل اکسپرس

تحویل فوری و سالم محصول

پرداخت مطمئن

پرداخت از طریق درگاه معتبر

ضمانت کیفیت

تضمین بالاترین کیفیت

ضمانت بازگشت

بازگشت 7 روزه محصول
50 %

چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟

۲۲,۰۰۰ تومان ۱۱,۰۰۰ تومان

نویسنده: اسپنسر جانسون

مترجم: حسین ربانی

موجود در انبار

افزودن به علاقه مندی ها
افزودن به علاقه مندی ها
به اشتراک بگذارید

توضیحات محصول

چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟ (مؤثرترین و عجیب ترین راهکار برای رویارویی با هر نوع تغییر در کار و زندگی)

کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟ کتابی است که ارزش آن را هم مدیران درک می کنند و هم کارمندان. مدیران ارشد از کارمندانشان می خواهند این کتاب را بخوانند تا با تغییر شرایط، همگام شوند.

حتی اگر بخواهیم یک کارمند باقی بمانیم، باید بتوانیم به لحاظ ذهنی، کنترل امور را در دست داشته باشیم.

چهار شخصیت خیالی داستان پنیر چهار وجه آدمی را به تصویر می کشد:

اسنیف تغییرات را متوجه می شود؛

اسکوری به سرعت وارد عمل می شود؛

هم نمی خواهد باور کند که تغییری رخ داده است؛

هاو هم کم کم خودش را با تغییر هماهنگ می کند؛
***
قسمت دوم
Who Moved My Cheese? The Story
داستان «چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟»

UNCE, long ago in a land far away, there lived four little characters who ran through a Maze looking for cheese to nourish them and make them happy.
Two were mice, named “Sniff” and “Scurry” and two were Little people — beings who were as small as mice but who looked and acted a lot like people today. Their names were “Hem” and “Haw.”
در روزگارهای قدیم در یک سرزمین دوردست چهار شخصیت کوچک زندگی می‌کردند. آن‌ها در یک هزارتو به دنبال تغذیه می‌دویدند و در جستجوی پنیر بودند تا خود را سیر کنند و خوشبخت شوند دو تا از آن‌ها موش‌هایی بودند به نام «اسنیف» و «اسکاری» و دو آدم کوتوله بودند به کوچکی موش‌ها ولی بسیار شبیه به آدم‌های امروزی رفتار می‌کردند به نام‌های «هم» و «هاو».
Due to their small size, it would be easy not to notice what the four of them were doing. But if you looked closely enough, you could discover the most amazing things!
Every day the mice and the Little people spent time in the Maze looking for their own special cheese.
The mice. Sniff and Scurry, possessing simple brains and good instincts, searched for the hard nibbling cheese they liked, as mice often do.
The two Little people, Hem and Haw, used their complex brains, filled with many beliefs and emotions, to search for a very different kind of Cheese — with a capital C — which they believed would make them feel happy and successful.
As different as the mice and Little people were, they shared something in common: every morning, they each put on their jogging suits and running shoes, left their little homes, and raced out into the Maze looking for their favourite cheese.
به دلیل کوچکی آن‌ها سخت بود که بفهمی آن‌ها مشغول چه کاری هستند ولی اگر از نزدیک به آن‌ها دقت می‌کردی می‌توانستی یکی از حیرت‌انگیزترین مسائل را کشف کنی.
موش‌ها و آدم کوتوله‌ها هر روز در این هزارتو برای پیدا کردن پنیر مخصوص خود کوشش می‌کردند. موش‌ها «اسنیف» و «اسکاری» با استفاده از مغز ساده جونده خود درست مثل دیگر موش‌ها از غریزه خوبی برخوردار بودند و به دنبال پنیر سفتی که دوستش داشتند می‌گشتند تا آن را ذره ذره بجوند، اما دو آدم کوتوله «هم» و «هاو» از مغز خود که پر از اعتقادات و عواطف مختلف بود برای پیدا کردن پنیر دیگر که معروف به پنیر C بود استفاده می‌کردند و معتقد بودند که آن‌ها را خوشحال و سعادتمند می‌کند با این که آدم کوتوله‌ها و موش‌ها با هم تفاوت داشتند اما در یک مسأله شبیه هم بودند و آن این بود صبح همه آن‌ها لباس‌ها و کفش‌های دویدن خود را می‌پوشیدند و به سرعت از خانه‌هایشان بیرون می‌آمدند و در هزارتو به دنبال پنیر مورد علاقه خود می‌دویدند.

The Maze was a labyrinth of corridors and chambers, some containing delicious cheese. But there were also dark corners and blind alleys leading nowhere. It was an easy place for anyone to get lost.
However, for those who found their way, the Maze held secrets that let them enjoy a better life. The mice, Sniff and Scurry, used the simple trial-and-error method of finding cheese. They ran down one corridor, and if it proved empty, they turned and ran down another. They remembered the corridors that held no cheese and quickly went into new areas.
هزارتو پر پیچ و خم و با راهروها و اتاق‌های تو در تو که در بعضی از آن‌ها پنیر خوشمزه‌ای پیدا می‌شد، اما در این هزارتو کوچه‌های بن‌بست فراوان بود که راه به هیچ کجا نمی‌برد، به طوری که ممکن بود هر کدام به راحتی راه خود را گم کنند، اما هزارتو برای آن‌ها که راه خود را پیدا می‌کردند رازی را به ارمغان می‌آورد که به آن‌ها امکان می‌داد تا از زندگی خود لذت بهتری را ببرند.
Sniff would smell out the general direction of the cheese, using his great nose, and Scurry would race ahead. They got lost, as you might expect, went off in the wrong direction and often bumped into walls.
But after a while, they found their way.
Like the mice, the two Little people, Hem and Haw, also used their ability to think and learn from their past experiences. However, they relied on their complex brains to develop more sophisticated methods of finding Cheese.
دو موش «اسنیف» و «اسکاری» از یک روش ساده آزمایش و خطا برای یافتن پنیر استفاده می‌کردند، آن‌ها پس از جست‌وجو وارد یک راهرو می‌شدند و اگر خالی بود برمی‌گشتند و وارد راهرویی دیگر می‌شدند. آن‌ها راهروهایی را که بدون پنیر بود به خاطر می‌سپردند و پس از جستجوی یک منطقه به سرعت به سمت جدیدی می‌دویدند، اما «اسنیف» با استفاده از بینی بزرگش جهت کلی پنیر را بو می‌کشید و «اسکاری» به آن سمت به سرعت می‌دوید. همان طور که انتظار می‌رود آن‌ها گاهی گم می‌شدند و جهت را اشتباه می‌رفتند و بعضی مواقع به دیوارها برخورد می‌کردند ولی بعد از مدتی دوباره راهشان را پیدا می‌کردند.
دو آدم کوتوله «هم» و «هاو» نیز مثل موش‌ها از توانایی و تجربیات گذشته خود استفاده می‌کردند. آن‌ها برای پیدا کردن پنیر به مغزهای پیچیده خود متکی بودند تا راه بهتری برای پیدا کردن پنیر پیدا کنند.


وزن65 g
ابعاد20.6 × 14.6 × 0.4 cm
نویسنده

اسپنسر جانسون

مترجم

حسین ربانی

نوبت چاپ

دوم

سال چاپ

1399

انتشارات

هشت کتاب

تعداد صفحات

64

قطع کتاب

رقعی

نوع جلد

شمیز

شابک

9786006879284

قیمت با تخفیف ویژه ۱۱,۰۰۰ تومانافزودن به سبد خرید

    اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟”

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *