تحویل اکسپرس

تحویل فوری و سالم محصول

پرداخت مطمئن

پرداخت از طریق درگاه معتبر

ضمانت کیفیت

تضمین بالاترین کیفیت

ضمانت بازگشت

بازگشت 7 روزه محصول
50 %

ملت عشق

۹۵,۰۰۰ تومان ۴۷,۵۰۰ تومان

نویسنده: الیف شافاک

مترجم: پریسا آزمند سامانی

موجود در انبار

افزودن به علاقه مندی ها
افزودن به علاقه مندی ها
به اشتراک بگذارید

توضیحات محصول

ملت عشق: نام رمانی نوشته الیف شافاک است که در سال 2010 به صورت هم زمان به دوزبان انگلیسی و ترکی، منتشر شد. این کتاب تاکنون بیش از 500بار در ترکبه تجدید چاپ شده و توانسته رکورد پرفروش ترین رمان ترکیه را نیز به دست آورد. ترجمه فارسی آن در مدتی کوتاه، عنوان یکی از پرفروش ترین کتاب ها را کسب کرده است.
***
قاعده اول:
خدا را همانطور ميشناسيم، که خودمان را ميبينيم. شايد وقتي از خدا اسم ميبريم، اوّل به ياد ترس بيفتيم. شايد وقتي به ياد خدا ميافتيم، اوّل به ياد عشق و مهرباني و شفقت بيفتيم. پس حتماً اين صفات در ما وجود دارد.
مرد گفت: دست از سرم بردار. اين چيزاهايي که تو ميگويي به اين معناست که خدا محصول تصوّرات و خيالات ماست. من که فکر ميکنم … درست در همان لحظه، از يکي از ميزهاي رديف پشتي سروصدايي بلند شد و حرفش نيمه تما م ماند.
وقتي برگشتيم تا بفهميم سروصدا از کجا ميآيد دو مرد درشت هيکل مست را ديديم، که با بيپروايي سر ميزهاي ديگر ميرفتند و آشهاي آنها را برميداشتند و از قدحهاي آنها مينوشيدند و اگر کسي هم اعتراض ميکرد مثل پسر بچههاي شيطون با هر کسي رو به رويشان بود، دعوا ميکردند. وقتي صاحب کاروانسرا اين صحنه را ديد، با عصبانيت دندانهايش را به هم فشار داد و گفت: تو را به خدا اين دو تا را نگاه کن، مثل اينکه از جانشان سير شدهاند. درويش نگاه کن و از آنها ياد بگير.
تا اين حرف را زد، به آن سر اتاق رسيده بود و گردن يکي از آن دو مشتري مست را گرفته بود و به صورتشان مشت ميزد. مرد که انگار اصلاً انتظار چنين برخوردي را نداشت، مثل يک گوني خالي نقش بر زمين شد. از او به جز صداي نفس کشيدن بيرمقي، صداي ديگري شنيده نميشد. با آنکه مشتري ديگر قوي و قدرتمند به نظر ميرسيد و با تمام نيرویش به مقابله با صاحب کاروانسرا پرداخت، اما مدت زيادي طول نکشيد که او هم نقش بر زمين شد.
صاحب کاروانسرا با خشم به سينه مردي که روي زمين افتاده بود، لگد ميزد و بعد انگشتان آن مرد را زير چکمههاي سنگينش له کرد. صداي شکسته شدن انگشتانش را شنيدم. فرياد زدم: بس کن، الآن ميميرد. ميخواهي او را هم بکشي.
من يک صوفي هستم، حتّي اگر به قيمت جان خودم هم که شده باشد، جان ديگران را نجات ميدهم. قسم خوردم آزارم حتّي به مورچهها هم نرسد .هر بار که پرندهاي ميبينم ياد سليمان نبي ميافتم. ماهي ميبينم ياد يونس ميافتم. کمک کردن و ياري رساندن به ديگران وظيفهي من است. اگر فردي را در حال صدمه زدن به ديگران ببينم، به خاطر کمک به او هر کاري از دستم بربياد انجام ميدهم. ولي هيچ وقت متوسّل به زور نميشوم. تنها کاري که از دستم بر ميآيد اينکه جان فانيام را مثل يک پرده حائل کنم.
صاحب کاروانسرا گفت: درويش تو دخالت نکن، سر جايت بمان وگرنه تو را هم کتک ميزنم.
تهديد ميکرد. امّا هر دو ميدانستيم که اينها فقط حرف است. چند لحظه بعد نوکرهاي او آمدند و مشتريها را از سر ميز بلند کردند. دیدم یکی انگشتش شکسته، دیگری دماغش… همه جا را خون گرفته بود. همه از ترس ساکت شده بودند. صاحب کاروانسرا از اينکه توانسته بود روي مرد تأثير بگذارد راضي بود. با غرور از گوشهي چشمش به من نگاه ميکرد، اما ديگران مخاطبش بودند. مثل پرندهاي شکاري که در آسمانها حکمراني ميکند، صدايش را بلند کرد: «درويش ديدي، با آنکه حال جنگيدن نداشتم، اما جنگيدم. اگر نميجنگيدم چکار ميکردم؟ بايد اجازه ميدادم اين دو تا هر غلطي که دلشان ميخواهد بکنند؟ وقتي خدا بندههايش را فراموش مي‌کند، وظيفه ماست که عدالت را برقرار کنيم. اگر با خدايت حرف زدي به او بگو، اگر گوسفند را به حال خودش رها کني، گرگ ميشود. شانهاي تکان دادم. زير لب گفتم: سخت در اشتباهي!


وزن430 g
ابعاد20.6 × 14.6 × 1.8 cm
نویسنده

الیف شافاک

مترجم

پریسا آزمند سامانی

نوبت چاپ

سوم

سال چاپ

1399

تعداد صفحات

416

قطع کتاب

رقعی

نوع جلد

شمیز

شابک

9786007805664

قیمت با تخفیف ویژه ۴۷,۵۰۰ تومانافزودن به سبد خرید

    اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “ملت عشق”

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *