تحویل اکسپرس

تحویل فوری و سالم محصول

پرداخت مطمئن

پرداخت از طریق درگاه معتبر

ضمانت کیفیت

تضمین بالاترین کیفیت

ضمانت بازگشت

بازگشت 7 روزه محصول
50 %

بیشعوری

۴۴,۰۰۰ تومان ۲۲,۰۰۰ تومان

نویسنده: خاویر کرمنت

مترجم: محمود فرجامی

در انبار موجود نمی باشد

افزودن به علاقه مندی ها
افزودن به علاقه مندی ها
به اشتراک بگذارید

توضیحات محصول

این کتاب درباره بیشعوری در دوره معاصر است.

بله، بیشعوری! و تأثیر عمیقی که بیشعورها با نفوذ در اجتماع، سیاست، علوم، تجارت، دین و امثال اینها رد دنیای معاصر می گذارند. به خاطر نویسنده، بیشعورها احمق نیستند، اتفاقاً بیشتر آنها نابغه اند؛ اما نابغه هایی خودخواه؛ مردم آزار، با اعتماد به نفس بالا و البته وقیح که نتیجه تیز بازی هایشان در نهایت به ضرر خودشان و اطرافیانشان می شود.

نویسنده با شوخ طبعی و یک عالمه ماجراهای ساختگی اما در واقع بسیار شبیه به اتفاقاتی که هر روز دور و بر ما می افتد نظریه من در آوردی خودش را مطرح می کند: بیشعوری یک بیماری مسری است و دارد دنیا را تهدید می کند! باید کاری کرد و الا بیشعورها دنیا را نابود می کنند.
***
جاسوسى در ميان بى‏شعورها
وقتى ذهن و قلب آن‏ها را از آنِ خود کنيد
چيزهاى ديگر هم به دنبال آن مى‏آيد.

«جو» را تشويق کردم تا در دانشگاه بماند و براى به دست آوردن قرارداد تدريس دائمى تلاش کند. (جو را به ياد داريد؟) با خود گمان دارم که اگر خود را به عنوان پشتيبان مقام‏هاى بى‏شعور بالاتر جا بزند برايش خوب خواهد بود. اين کار سبب مى‏شد که در ميان بى‏شعورهاى حيله گر، جاسوسى کرده و حقيقت را درباره طرز کارشان کشف کند.
چند ماه از او خبرى نشد! تا اين که يک روز صبح پاکتى به دفتر کارم رسيد که شامل يک نوار ضبط صوتى بود که در ظاهر او آن را به شکل مخفيانه به جلسه‏اى که استادهاى عضوِ انجمن در آن شرکت داشتند برده بود.
«جو» را به درون قلمرو خود راه داده بودند. نخستين صدايى که مى‏آمد کسى بود که از نياز به بصيرت حرف مى‏زد او گفت: هر کسى نمى‏تواند اهداف و روش‏هاى ما را بفهمد. پس بايد مراقب باشيم با که گفتگو مى‏کنيم. اشخاص فراوانى هستند که همانند ما به نظر مى‏رسند ولى ممکن است پس از فهميدن دستور کارمان عقب بکشند. پس بهترين راه مخفى نگه داشتن اين موارد است. در نتيجه هرگز نبايد درباره انجمن حرف بزنيم مگر در ميان جمع خودمان.
جو پرسيد: اگر به شکل عمومى فعاليت کنيم ايده‏هاى ما با سرعت بيش‏ترى پخش نمى‏شوند؟
صداى اول جواب داد: آه، نه، هيچ گاه. کار ما اين است که مسائل پيچيده را ساده کنيم طورى که حتى دانشجويان هم بتوانند متوجه شوند.
بله! همان طور که فکر مى‏کردم، يعنى همان روش منطقى و متکبّرانه براى تحقير کوچک شمردن ديگران. آن‏ها فکر مى‏کنند تنها افراد هوشمندى هستند که زندگى را مى‏فهمند و بى‏ترديد نمى‏خواهند چيزى را که مى‏دانند با ديگران تقسيم کنند. در عوض مفهومى ساده را به افراد احمقى که به آن‏ها گوش داده‏اند مى‏دهند تا از آن راه بتوانند سوء استفاده و کنترل کنند. پس اتفاقى خواهد بود هرگاه بى‏شعورى با حرفه نخبه سالارى ظهور کند اتفاق بيفتد، يعنى مزخرف با مدرک تحصيلى ترکيب مى‏شود!
صداهاى ديگرى به ادامه بحثِ تلقين فکر پرداختند و گفتند: همه اطلاعات در ذات خودشان با سياست در ارتباطند؛ همه اطلاعات مردم را بر اين حساب مى‏کنند که جبهه‏گيرى نموده و از ايده‏هاى مشخّصى دفاع کنند و ديگر افکار را لگدى زده و کنار بگذرند. ما در اين دانشگاه فرصت خوبى داريم که اذهان را طورى شکل دهيم تا ديد ما از دنيا يعنى مبارزه با بى‏عدالتى، تشخيص اشباهات مهلک موجود در جامعه و اصلاح‏طلبى را قبول کنند. اين همه کارى است که مى‏خواهيم انجام دهيم. ما تفکر دانشجويان خود را سازمان دهى مى‏کنيم تا از اهداف ما پشتيبانى کنند و زيبايى کار در اين است همان طور که اين کار در سمينارِ فلسفه ممکن خواهد بود، در نشست رياضى و موسيقى هم ممکن است.
جو پرسيد: چطور در رياضى امکان دارد؟
همان صدا جواب داد: خيلى آسان! شما مسائل رياضى را مطابق حقوق‏هاى رقت آورى که مردم مظلوم اين روزها مى‏گيرند مطرح مى‏کنيد! مى‏توانيد تناسب را با نشان دادن اين که قدرت اين کارمزدها چطور به شکل ثابت کاهش پيدا مى‏کنند آموزش دهيد! با اين روش شما آن‏ها را براى تصاويرى که ما در کلاس‏هاى ديگر برايشان به تصوير مى‏کشيم آماده مى‏کنين!
جو پرسيد: کمى روشن نيست؟ من معلم رياضى نيستم ولى بعيد مى‏دونم دانشجويان بگذارن استادى با تدريس چنين چيز ساده و پيش پا افتاده‏اى قسر در بره؟
صداى سومى گفت: اگر نمره خوبى بخواهند اجازه مى‏دهند.
صداى خنده همه به آسمان رفت ولى من نمى‏خنديدم و صداى خنده جو را هم نشنيدم.
زنى به بحث ادامه داد: گمان مى‏کنم شما فکر مى‏کنين اين روش که دانشجويان را در مسير خودخواسته خودمان هدايت کنيم کمى سوء استفاده گرانه و ناعادلانه است. ولى يادتون باشه که جامعه نيز سوء استفاده کننده و بى‏عدالت است. اگر آن‏ها نتونن اين را در جامعه ببينن، چگونه مى‏تونيم احساس کنيم دانشجويان را براى زندگى آماده کرده‏ايم؟
شنيدم که جو پرسيد: اصلاً چرا به آدم‏ها، تفکر منطقى و با آرامش را آموزش نديم تا بتونن به جاى خودشان فکر کنن؟
به دنبال آن چنان صداهايى بلند شد که گويا برج بابِل از نو سقوط کرده باشد. حداقل پنج نفر در حال حرف زدن و احتمالاً بحث کردن هم زمان با هم بودند. سرانجام صداى زنى ديگر صداها را شکست و با عصبانيت گفت:
-البته که مى‏خواهيم آدم‏ها فکر کنن، ولى فکر کردن سطوح مختلفى داره. ما که اجازه نمى‏دهيم دانشجويان خودشان برنامه درسى را که قراره مطالعه کنن را انتخاب کنند، درست؟ البته که نمى‏گذاريم. چون آن‏ها نمى‏دونن چه مطالعه کنن. وظيفه ما به عنوان استاد، تعيين برنامه درسى آن‏هاست و وظيفه داريم روش فکر آن‏ها را شکل دهيم تا واقعيت زمانه و فرهنگ ما را تشخيص دهند.


وزن250 g
ابعاد20.6 × 14.6 × 1.2 cm
نویسنده

خاویر کرمنت

مترجم

محمود فرجامی

نوبت چاپ

سوم

سال چاپ

1392

تعداد صفحات

232

قطع کتاب

رقعی

نوع جلد

شمیز

شابک

9789286164743

قیمت با تخفیف ویژه ۲۲,۰۰۰ توماناطلاعات بیشتر

    اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “بیشعوری”

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *