نویسنده: آلبر کامو

نمایش رادیویی ایران صدا

طاعون، ماجرای همه‌گیری این بیماری در الجزایر و تعطیلی شهر را شرح می‌دهد. بیماری جان بسیاری را می‌گیرد؛ از هر ده نفر یکی می‌میرد و مقامات شهر می‌دانند که اجساد درحال پوسیدگی موش‌ها، خطری کُشنده برای سلامتی مردم به شمار می‌آیند.

در آغاز مقامات محلی تمایلی ندارند که نشانه‌های اولیه‌ی طاعون یعنی موش‌های درحال مرگ در خیابان‌ها را تأیید کنند.
راوی داستان «دکتر برنار ریو» فداکاری و شجاعت نیروهای بهداشت و درمان را در این دوران به یاد می‌آورد: «نمی‌دانم برایم چه پیش خواهد آمد، یا هنگامی که همه‌ی این ماجراها به پایان رسید چه رخ خواهد داد. در این لحظه تنها چیزی که می‌دانم این است: مردم بیمارند و به درمان نیاز دارند».
در پایان نجات‌یافتگان از طاعون درسی می‌آموزند. آنها اکنون می‌دانند تنها چیزی که همیشه می‌توان مشتاقش بود و گاهی نیز به آن رسید، عشق به انسان است.

برای دانلود این کتاب از کانال تلگرامی کتابصوتیها کلیک کنید

به اشتراک بگذارید

نویسنده مطلب مدیر پابلو
گر مرد رهی میان خون باید رفت / وز پای فتاده سرنگون باید رفت / تو پای به راه در نه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت ...